پنهان شدن رنگی جانوران

دانلود فایل PDF این مقاله با حجم 346kb

بیشتر گونه های جانوری در جهان دارای برخی از استتارهای پیشرفته طبیعی هستند، که به آن ها در پیدا کردن غذا و فرار از حمله دیگر جانوران کمک می کند. گوناگونی این استتارهای طبیعی از گونه ای به گونه ای دیگر قابل توجه است.

در اینجا فاکتورهای گوناگونی وجود دارد که تعیین می کند یک گونه چه نوع استتاری را نشان می دهد.توسعه تنوع استتار وابسته به فیزیولژی و رفتار جانور است. برای مثال : یک جانور دارای مو در برابر یک جانور دارای پولک که با یک گروه بزرگ از هم نوعانش در زیر آب شنا می کند و یا جانوری که به تنهایی در بین درختان زندگی می کند، استتار متفاوتی را نمایش می دهند.

محیط زندگی جاندار معمولا مهمترین فاکتور در نوع استتار می باشد. همرنگ محیط شدن ساده ترین استتار برای یک جاندار است. در این مورد ، عنصرهای گوناگون محیط زیست طبیعی به عنوان یک مدل برای استتار عمل می کنند. از آن جایی که هدف نهایی استتار ، پنهان شدن از دید جانوران دیگر است، بنابراین فیزیولژی و رفتار جانور مقابل ( شکارچی یا طعمه ) بسیار مهم است. یک جانور استتاری را که او را در زنده ماندن کمک نمی کند، نشان نمی دهد، بنابراین همه جانوران به یک شکل استتار پیدا نمی کنند.

برای مثال هنگامی که شکارچی اصلی جانور مورد نظر ( که می خواهد استتار انجام دهد )  نسبت به رنگ حساس نباشد ( کورنگ باشد ) هیچ اهمیتی در همرنگ محیط شدن برای فرار از دست شکارچی وجود ندارد. برای بیشتر حیوانات، همرنگ محیط شدن موثرترین راه کار است . شما می توانید این روش استتار را در هر جایی بیابید. آهوی کوهی، سنجاب، خارپشت و بسیاری دیگر از حیوانات دارای رنگ قهوه ای ( به رنگ خاک )  هستند که آن ها را در سطح جنگل ها با رنگ خاک و درختان تطبیق می دهد. کوسه ماهی و دلفین و خیلی دیگر از موجودات دریایی دارای رنگ آبی کبود هستند که به آن ها در پنهان شدن در نور ملایم زیر دریا کمک می کند.

در اینجا دو راه وجود دارد که جانوران رنگ های متفاوتی تولید کنند.

Biochromes ( رنگ های زیستی که میکروسکوپی هستند) :رنگدانه هایی در بدن جاندار رنگ های شیمیایی تولید می کنند . آرایش شیمیایی آن ها به گونه ای است که آن ها براخی از طول موج های نور را جذب می کنند و برخی دیگر را منعکس می کنند. رنگ ظاهر شده یک رنگ دانه، ترکیبی از همه طول موج های مرئی نور است که بوسیله این رنگ دانه ها بازتاب داده می شود.

همچنین این امکان وجود دارد که جاندار رنگ هایی با ساختار فیزیکی میکروسکوپی تولید کنند. ضرورتا، این ساختارها مثل یک منشور عمل می کنند به طوری که باعث انکسار ( شکست ) نور مرئی و پراکنده شدن آن می شود در نتیجه یک ترکیب رنگی خاص منعکس می شود.

به عنوان مثال : خرس های قطبی دارای پوستی سیاه هستند اما سفید به نظر می رسند زیرا آن ها موهای شفافی دارند. هنگامی که نور به موهای شفاف می تابد، آن موها کمی نور را منحرف می کنند. انحراف و جهش های نور به اطراف باعث می شود که برخی از این پرتوهای نور به سطح پوست برسند و بقیه پرتوهای نور به سمت عقب منعکس شوند که باعث تولید رنگ سفید می شود . در برخی جانوران دو نوع رنگ پذیری با هم ترکیب می شود . برای مثال ، خزندگان، دوزیستان و ماهی هایی که رنگ استتاری سبز دارند ، معمولا دارای یک لایه پوستی با رنگدانه های زرد رنگ و یک لایه پوستی که نور را به گونه ای پراکنده می کند که رنگ آبی را بوجود آورد، هستند. ترکیب این دو لایه پوستی ، رنگ سبز را ایجاد می کند.

هر دو رنگ پذیری شیمیایی ( رنگدانه ها ) و فیزیکی ( ساختارهای منشور مانند میکروسکوپی ) بوسیله ژنتیک تعیین می شود که از والدین به فرزندان به ارث می رسد.

نوع رنگ پذیری یک گونه به تدریج و در طی انتخاب طبیعی تکامل یافته است . در حیات وحش یک جاندار خاص که به خوبی با محیط اطراف خود همرنگ شده است، برای دیده نشدن توسط شکارچی بسیار خوش شانس تر است و زندگی طولانی تری دارد. همچنین جانوری که با محیط اطراف خود بهتر تطبیق یافته است ، شانس بیشتری برای زاد و ولد دارد تا جانوری که با محیط اطراف خود سازش پیدا نکرده است. نوزاد استتار کننده همان رنگ پذیری اجداد خود را به ارث می برد و همچنین به اندازه ای زنده می مانند که این ویژگی را به نسل بعد انتقال دهند. به این ترتیب، گونه های جانداران یک رنگ پذیری ایدال را برای زنده ماندن در محیط زندگیشان گسترش می دهند.

نوع رنگ پذیری بستگی به فیزیولژی جاندار دارد. در بیشتر پستانداران رنگ های استتار در موهای آن ها وجود دارد چون موهای آن ها سطحی ترین لایه پوست را تشکیل می دهد . در خزندگان ، دوزیستان . ماهی ها این رنگ پذیری در پوست پولکی آن هاست و در پرندگان این رنگ پذیری در پرها و در حشرات در قسمتی از اسکلت بیرونی آن جاندار است. ممکن است برای یک استتار بهتر ساختار واقعی لایه پوشاننده سطحی تغییر پیدا کند . برای مثال در آهوی کوهی برای همشکل شدن پوستش با بافت پوست درختان جنگل، موهای نسبتا خشن و ناهموار دارد. بسیاری از حشرات پوستی دارند که ساختار ملایم برگ را کپی برداری می کند.

رنگ پذیری برای استتار در طبیعت بسیار معمول و مرسوم است. شما آن را در گونه های مختلف با درجات مختلف دیده اید. اما این پدیده که یک جانور قادر به تغییر رنگ همراه با تغییرات  رنگ محیط باشد، چندان معمول نیست. در قسمت بعدی برخی از این جانوران را بررسی می کنیم که دارای این نوع انطباق با محیط هستند .

منتظر قسمت بعدی مقاله باشید

تهیه و ترجمه : www.biology86.blogfa.com



پر بیننده ترین مطالب

پاورپوینت های زیست شناسی و آزمایشگاه 1 ( سال دوم دبیرستان )

پاورپوینت های زیست شناسی و آزمایشگاه 2 ( سال سوم دبیرستان )

تصاویر کتاب درسی زیست شناسی و آزمایشگاه 1

ساخت میکروسکوپ با استفاده از دوربین گوشی تلفن همراه

تشریح چشم گاو